شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من پری زاده‌ام و خواب ندانم که کجاستچونک شب گشت نخسپند که شب نوبت ماست
۲
چون دماغ است و سر استت مکن استیزه بخسبدخل و خرج است چنین شیوه و تدبیر سزاست
۳
خرج بی‌دخل خدایی است ز دنیا مطلبهر که را هست زهی بخت ندانم که که راست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth