خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۴۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امروز روز نوبت دیدار دلبرستامروز روز طالع خورشید اکبرست
۲
دی یار قهرباره و خون خواره بود لیکامروز لطف مطلق و بیچاره پرورست
۳
از حور و ماه و روح و پری هیچ دم مزنکانها به او نماند او چیز دیگرست
۴
هر کس که دید چهره او نشد خراباو آدمی نباشد او سنگ مرمرست
صفحهٔ ۱ از ۳