شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۴۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وجود من به کف یار جز که ساغر نیستنگاه کن به دو چشمم اگرت باور نیست
۲
چو ساغرم دل پرخون من و تن لاغربه دست عشق که زرد و نزار و لاغر نیست
۳
به غیر خون مسلمان نمی‌خورد این عشقبیا به گوش تو گویم عجب که کافر نیست
۴
هزار صورت زاید چو آدم و حواجهان پرست ز نقش وی او مصور نیست
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth