خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۵۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای لولیان ای لولیان یک لولییی دیوانه شدتشتش فتاد از بام ما، نک سوی مجنونخانه شد
۲
میگشت گِرد حوض او، چون تشنگان در جست و جوچون خشک نانه ناگهان در حوض ما ترنانه شد
۳
ای مرد دانشمند تو دو گوش از این بربند تومشنو تو این افسون کهاو ز افسون ما افسانه شد
۴
زین حلقه نجهد گوشها کاو عقل برد از هوشهاتا سر نهد بر آسیا چون دانه در پیمانه شد
صفحهٔ ۱ از ۳