خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۵۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار میماندجمال ماه نورافشان بدان رخسار میماند
۲
به گرد چرخ استاره چو مشتاقان آوارهکه از سوز دل ایشان خرد از کار میماند
۳
سقای روح یک باده ز جام غیب دردادهببین تا کیست افتاده و کی بیدار میماند
۴
به شب نالان و بیداران نیابی جز که بیمارانو من گر هم نمینالم دلم بیمار میماند
صفحهٔ ۱ از ۳