خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۵۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سعادتجو دگر باشد و عاشق خود دگر باشدندارد پای عشق او کسی کش عشق سر باشد
۲
مراد دل کجا جوید بقای جان کجا خواهددو چشم عشق پرآبش که در خون جگر باشد
۳
ز بدحالی نمینالد دو چشم از غم نمیمالدکه او خواهد که هر لحظه ز حال بد بتر باشد
۴
نه روز بخت میخواهد نه شب آرام میجویدمیان روز و شب پنهان دلش همچون سحر باشد
صفحهٔ ۱ از ۳