خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۶۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شدهر جا که نشینیم چو فردوس برین شد
۲
آن فکر و خیالات چو یأجوج و چو مأجوجهر یک چو رخ حوری و چون لعبت چین شد
۳
آن نقش که مرد و زن از او نوحه کنانندگر بئس قرین بود کنون نعم قرین شد
۴
بالا همه باغ آمد و پستی همگی گنجآخر تو چه چیزی که جهان از تو چنین شد
صفحهٔ ۱ از ۳