خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۷۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بوداز شراب لایزالی جان ما مخمور بود
۲
ما به بغداد جهان جان اناالحق میزدیمپیش از آن کاین دار و گیر و نکته منصور بود
۳
پیش از آن کاین نفس کل در آب و گل معمار شددر خرابات حقایق عیش ما معمور بود
۴
جان ما همچون جهان بد جام جان چون آفتاباز شراب جان جهان تا گردن اندر نور بود
صفحهٔ ۱ از ۳