شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۷۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نام آن کس بَر که مرده از جمالش زنده شدگریه‌های جمله عالم در وصالش خنده شد
۲
یاد آن کس کن که چون خوبی او رویی نمودحسن‌های جمله عالم حُسن او را بنده شد
۳
جمله آب زندگانی زیر تختش می‌رودهر کی خورد از آب جویش تا ابد پاینده شد
۴
یک شبی خورشید پایهٔ تخت او را بوسه دادلاجرم بر چرخ گردون تا ابد تابنده شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth