شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۷۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مطربم سرمست شد انگشت بر رق می‌زندپرده عشاق را از دل به رونق می‌زند
۲
رخت بربندید ای یاران که سلطان دو کونایستاده بر فراز عرش سنجق می‌زند
۳
اولیا و انبیا حیران شده در حضرتشیحیی و داوود و یوسف خوش معلق می‌زند
۴
عیسی و موسی که باشد چاوشان درگهشجبرئیل اندر فسونش سحر مطلق می‌زند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth