خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۷۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاد شد جانم که چشمت وعدهٔ احسان نهادسادهدل مردی که دل بر وعدهٔ مستان نهاد
۲
چون حدیث بیدلان بشنید جان خوشدلمجان بداد و این سخن را در میان جان نهاد
۳
برجبرج و خانهخانه جویم آن خورشید راکو کلید خانه از همسایگان پنهان نهاد
۴
مشک گفتم زلف او را زین سخن بشکست زلفهندوی زلفش شکسته رو به ترکستان نهاد
صفحهٔ ۱ از ۳