شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۷۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هَله هُش دار که در شهرْ دو سه طَرّارندکه به تدبیرْ کُلَهْ از سَرِ مَه بردارند
۲
دو سه رِندند که هُشیار‌ْدل و سَرمستندکه فَلَک را به یکی عربده، در چرخ آرند
۳
سَر دِهانند که تا سَر نَدِهی،  سِرّ نَدِهندساقیانند که انگور نمی‌افشارند
۴
یارِ آن صورتِ غیبند که جانْ، طالب اوستهمچو چشم خوش او خیره‌کُش و بیمارند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth