شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۷۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشقان بر درت از اشک چو باران کارندخوش به هر قطره دو صد گوهر جان بردارند
۲
همه از کار از آن روی معطل شده‌اندچو از آن سر نگری موی به مو در کارند
۳
گرچه بی‌دست و دهانند درختان چمنلیک سرسبز و فزاینده و دردی خوارند
۴
صد هزارند ولیکن همه یک نور شوندشمع‌ها یک صفتند ار به عدد بسیارند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth