خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۷۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خبرت هست که در شهر شکر ارزان شدخبرت هست که دی گم شد و تابستان شد
۲
خبرت هست که ریحان و قرنفل در باغزیر لب خنده زنانند که کار آسان شد
۳
خبرت هست که بلبل ز سفر بازرسیددر سماع آمد و استاد همه مرغان شد
۴
خبرت هست که در باغ کنون شاخ درختمژده نو بشنید از گل و دست افشان شد
صفحهٔ ۱ از ۵