خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۸۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاددر چشمهای مست تو نقاش چون نهاد
۲
چشم تو برگشاید هر دم هزار چشمزیرا مسیح وار خدا قدرتش بداد
۳
وان جمله چشمها شده حیران چشم اوکان چشمشان بصارت نو از چه راه داد
۴
گفتم به آسمان که چنین ماه دیدهایسوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ یاد
صفحهٔ ۱ از ۲