شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۸۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بودجان نبرد خود ز شیر روبه کور و کبود
۲
قاصد ره داد شیر ور نه که باور کنداین چه که روباه لنگ دنبه ز شیری ربود
۳
گفت که گرگی بخورد یوسف یعقوب راشیر فلک هم بر او پنجه نیارد گشود
۴
هر نفس الهام حق حارس دل‌های ماستاز دل ما کی برد میمنه دیو حسود
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth