شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۸۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهره من بر فلک شکل دگر می‌روددر دل و در دیده‌ها همچو نظر می‌رود
۲
چشم چو مریخ او مست ز تاریخ اوجان به سوی ناوکش همچو سپر می‌رود
۳
ابروی چون سنبله بی‌خبرست از مهشگر خبرستش چرا فوق قمر می‌رود
۴
ذره چرا شد سوار بر سر کره هواچون سوی تو آفتاب جمله به سر می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth