خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۸۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدیدای خنک آن را که او روی شما را ندید
۲
من شده مهمان تو در چمن جان توپای پر از خار شد دست یکی گل نچید
۳
ای مثل خارپشت گرد تو خار درشتخار تو ما را بکشت مار تو ما را گزید
۴
با تو موافق شدم با تو منافق شدمبر دبه عاشق شدم در دبه زیت پلید
صفحهٔ ۱ از ۱