شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۸۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وسوسه تن گذشت غلغله جان رسیدمور فروشد به گور چتر سلیمان رسید
۲
این فلک آتشی چند کند سرکشینوح به کشتی نشست جوشش طوفان رسید
۳
چند مخنث نژاد دعوی مردی کندرستم خنجر کشید سام و نریمان رسید
۴
جادوکانی ز فن چند عصا و رسنمار کنند از فریب موسی و ثعبان رسید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth