شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۸۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلندزانک بلندت کند تا بتواند فکند
۲
قطره آب منی کز حیوان می‌زهدلایق قربان نشد تا نشد آن گوسفند
۳
توده ذرات ریگ تا نشود کوه سختکس نزند بر سرش بیهده زخم کلند
۴
تا نشود گردنی گردن کس غل ندیدتا نشود پا روان کس نشود پای بند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth