خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۹۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو درد گیرد دندان تو عدو گرددزبان تو به طبیبی بگرد او گردد
۲
یکی کدو ز کدوها اگر شکست آردشکسته بند همه گرد آن کدو گردد
۳
ز صد سبو چو سبوی سبوگری برد آبهمیشه خاطر او گرد آن سبو گردد
۴
شکستگان تویم ای حبیب و نیست عجبتو پادشاهی و لطف تو بنده جو گردد
صفحهٔ ۱ از ۳