خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۹۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به روز مرگ چو تابوت من روان باشدگمان مبر که مرا درد این جهان باشد
۲
برای من مگری و مگو «دریغ دریغ»به دوغ دیو درافتی دریغ آن باشد
۳
جنازهام چو ببینی مگو «فراق فراق»مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد
۴
مرا به گور سپاری مگو «وداع وداع»که گور پردهٔ جمعیت جنان باشد
صفحهٔ ۱ از ۳