شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۹۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هزار جان مقدس فدای روی تو بادکه در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد
۲
هزار رحمت دیگر نثار آن عاشقکه او به دام هوای چو تو شهی افتاد
۳
ز صورت تو حکایت کنند یا ز صفتکه هر یکی ز یکی خوبتر زهی بنیاد
۴
دلم هزار گره داشت همچو رشته سحرز سحر چشم خوشت آن همه گره بگشاد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth