شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۹۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فزود آتش من آب را خبر ببریداسیر می‌بردم غم ز کافرم بخرید
۲
خدای داد شما را یکی نظر که مپرساگر چه زان نظر این دم به سکر بی‌خبرید
۳
طراز خلعت آن خوش نظر چو دیده شودهزار جامه ز درد و دریغ و غم بدرید
۴
ز دیده موی برست از دقیقه بینی‌هاچرا به موی و به روی خوشش نمی‌نگرید
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth