شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۰۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصرانا قضینا بینکم فاستبشروا بالمنتصر
۲
باد صبا ای خوش خبر مژده بیاور دل ببرجانم فدات ای مژده ور بستان تو جانم ماحضر
۳
شمشیرها جوشن شود ویرانه‌ها گلشن شودچشم جهان روشن شود چون از تو آید یک نظر
۴
ای قهر بی‌دندان شده وی لطف صد چندان شدهجان و جهان خندان شده چون داد جان‌ها را ظفر
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth