خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۰۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دیده مرا بر در واپس بکشیده سرباز از طرفی پنهان بنموده رخ عبهر
۲
یک لحظه سلف دیده کاین جایم تا دانیبر حیرت من گاهی خندیده تو چون شکر
۳
در بسته به روی من یعنی که برو واپسبر بام شده در پی یعنی نمطی دیگر
۴
سر را تو چنان کرده رو رو که رقیب آمدمن سجده کنان گشته یعنی که از این بگذر
صفحهٔ ۱ از ۶