خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۰۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخرشادیی کان از دلت آید زهی کان شکر
۲
بازخر جان مرا زین هر دو فراش ای خداپهلوی اصحاب کهفم خوش بخسبان بیخبر
۳
سایه شادیست غم غم در پی شادی دودترک شادی کن که این دو نسکلد از همدگر
۴
در پی روزست شب و اندر پی شادیست غمچون بدیدی روز، دان کز شب نتان کردن حذر
صفحهٔ ۱ از ۲