خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۰۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیرنه که فلاح توام سرور و سالار مگیر
۲
نه که همسایه آن سایه احسان توامتو مرا همسفر و مشفق و غمخوار مگیر
۳
شربت رحمت تو بر همگان گردانستتو مرا تشنه و مستسقی و بیمار مگیر
۴
نه که هر سنگ ز خورشید نصیبی داردتو مرا منتظر و کشته دیدار مگیر
صفحهٔ ۱ از ۶