خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۰۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اختران را شب وصلست و نثارست و نثارچون سوی چرخ عروسیست ز ماه ده و چار
۲
زهره در خویش نگنجد ز نواهای لطیفهمچو بلبل که شود مست ز گل فصل بهار
۳
جدی را بین به کرشمه به اسد مینگردحوت را بین که ز دریا چه برآورد غبار
۴
مشتری اسب دوانید سوی پیر زحلکه جوانی تو ز سر گیر و بر او مژده بیار
صفحهٔ ۱ از ۳