شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۱۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست واربر مثل ذره‌ها رقص کنان پیش یار
۲
شاه نشسته به تخت عشق گرو کرده رخترقص کنان هر درخت دست زنان هر چنار
۳
از قدح جام وی مست شده کو و کیگرم شده جام دی سرد شده جان نار
۴
روح بشارت شنید پرده جان بردریدرایت احمد رسید کفر بشد زار زار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth