شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۱۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبرچونک ببردی دلی باز مرانش ز در
۲
چشم تو چون رهزند ره زده را ره نمازلفت اگر سر کشد عشوه هندو مخر
۳
عشق بود گلستان پرورش از وی ستاناز شجره فقر شد باغ درون پرثمر
۴
جمله ثمر ز آفتاب پخته و شیرین شودخواب و خورم را ببر تا برسم نزد خور
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth