شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۱۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کاربر آب دیده و خون جگر گرفت قرار
۲
هزار آتش و دود و غمست و نامش عشقهزار درد و دریغ و بلا و نامش یار
۳
هر آنک دشمن جان خودست بسم اللهصلای دادن جان و صلای کشتن زار
۴
به من نگر که مرا او به صد چنین ارزدنترسم و نگریزم ز کشتن دلدار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth