خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۱۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روزخورد نی و خواب نی اندر هوای دلفروز
۲
گر تو یارا عاشقی ماننده این شمع باشجمله شب میگداز و جمله شب خوش میبسوز
۳
غیر عاشق دان که چون سرما بود اندر خزاندر میان آن خزان باشد دل عاشق تموز
۴
گر تو عشقی داری ای جان از پی اعلام راعاشقانه نعرهای زن عاشقانه فوز فوز
صفحهٔ ۱ از ۳