شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۱۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر آتش است یارت تو بُرو در او هَمی سوزبه شبِ فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز
۲
تو مخالفت همی کِش، تو موافقت همی کُنچو لباسِ تو دَرانَند، تو لباسِ وصل می‌دوز
۳
به مُوافقت بیابد، تَن و جان سماعِ جانیز رباب و دَف و سُرنا و زِ مطربان دَرآموز
۴
به میانِ بیست مُطرب، چو یکی زَنَد مخالفهمه گم کُنند رَه را چو ستیزه شد قَلاوز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth