خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای روترش به پیشم بد گفتهای مرا پسمردار بوی دارد دایم دهان کرکس
۲
آن گفته پلیدت در روی شدت پدیدتپیدا بود خبیثی در روی و رنگ ناکس
۳
ما راست یار و دلبر تو مرگ و جسک میخورهین کز دهان هر سگ دریا نشد منجس
۴
بیت القدس اگر شد ز افرنگ پر از خوکانبدنام کی شد آخر آن مسجد مقدس
صفحهٔ ۱ از ۴