شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۲۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرسچشم من اندرنگر از می و ساغر مپرس
۲
جوشش خون را ببین از جگر مؤمنانوز ستم و ظلم آن طره کافر مپرس
۳
سکه شاهی ببین در رخ همچون زرمنقش تمامی بخوان پس تو ز زرگر مپرس
۴
عشق چو لشکر کشید عالم جان را گرفتحال من از عشق پرس از من مضطر مپرس
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth