شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امشب من و تو هر دو، مستیم، ز می امّاتو مست می حسنی، من، مست می سودا
۲
از صحبت من با تو، برخاست بسی فتنهدیوانه چو بنشیند، با مست بود غوغا
۳
آن جان که به غم دادم، از بوی تو شد حاصل وآن عمر که گم کردم، در کوی تو شد پیدا
۴
ای دل! به ره دیده، کردی سفر از پیشمرفتی و که می‌داند، حال سفر دریا؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth