شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خیال نرگس مستت، ببست خوابم راکمند طره شستت، ببرد تابم را
۲
چو ذره مضطربم، سایه بر سر اندازم دمی قرار ده، آشوب و اضطرابم را
۳
نه جای توست دلم؟ با لبت بگو آخر عمارتی بکن این خانه خرابم را
۴
نسیم صبح من، از مشرق امید دمید ز خواب صبح در آرید آفتابم را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth