شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یارب به آب این مژه اشکبار ما کان سرو ناز را، بنشان در کنار ما
۲
از ما غبار اگر چه بر انگیخت، درد اوگردی به دامنش مرساد، از غبار ما
۳
ای دل درین دیار، نشان و نام جوی جز در دیار ما، مطلب، درد یار ما
۴
آبی به روی کار من، آمد ز دیده باز و آن نیز اگر چه باز نیاید، به کار ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth