شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ره، خرابات است و درد سالخورده، پیر ما کس نمی‌داند به غیر از پیر ما، تدبیر ما
۲
خاک را از خاصیت اکسیر اگر، زر می‌کند ساقیا می‌ده، که ما، خاکیم و می، اکسیر ما
۳
ما که از دور ازل مستیم و عاشق، تا کنون غالبا صورت نبندد، بعد از این تغییر ما
۴
من غلام هندوی آن سرو آزادم که او بر سمن بنوشت خطی، از پی تحریر ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth