خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از لب لعل توام، کار به کام است، امشبدولتم بنده و اقبال، غلام است، امشب
۲
آسمان گو بنشان، مشعله ماه تمامکه زمین را مه روی تو، تمام است، امشب
۳
باده در دین من امروز، حلال است، حلالخواب، در چشم من ای بخت، حرام است، امشب
۴
برو ای قافله صبح! مزن دم کانجاآفتابی است که در پرده شام است، امشب
صفحهٔ ۱ از ۲