خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به آستین ملالم مران، که من به ارادتنهادهام سر طاعت، به آستان عبادت
۲
به کشتگان رهت، برگذر، به رسم زیارتبه خستگان غمت، در نگر، به رسم عیادت
۳
من آن نیم که به تیغ از تو روی برتابمجفای دوست، کمند محبت است و ارادت
۴
به التفات تو با من، توان مشاهده کردنکه چون کند به عظام رمیم، روح اعادت؟
صفحهٔ ۱ از ۳