خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشا! دلی که گرفتار زلف دلبند استدلی است فارغ و آزاد، کو درین بند است
۲
به تیر غمزه، مرا صید کرد و میدانمکه هیچ صید بدین لاغری، نیفکندست
۳
علاج علت من، می کند به شربت صبرلبت، که چاشنی صیر کرده، از قند است
۴
فراق بر دل نادان، چو کاه، برگی نیستولیک بر همه دان، همچو کو الوند است
صفحهٔ ۱ از ۳