شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا ز هر دو جهان، حضرت تو، مقصود استکه حضرتت به حقیقت، مقام محمود است
۲
دریچه نظر و رهگذار خاطر منجز از خیال تو، بر هرچه هست، مسدود است
۳
اگر ز دل غرض توست صبر، معدوم استوگر مراد تو از من وفاست، موجودست
۴
صبا ز رهگذر کوی توست، غالیه‌سابس است باد صبا را، اگر همین سود‌ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth