شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا بدیدم حلقه زلف تو، روز من، شب استتا ببوسیدم سر کوی تو، جانم بر لب است
۲
یا رب! آن ابرو، چه محرابی است کز سودای او؟در زوایای فلک، پیوسته یارب یارب، است
۳
پیش عکس عارضت، میرم که شمع از غیرتشهر شبی تا روز‌گاهی در عرق، گه در تب است
۴
آفتابی، امشبم، در خانه طالع می‌شودگوییا در خانه طالع، کدامین کوکب است؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth