خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلال جام خضر، دردی مدام من استمقیم دیر گوشه مغان، مقام من است
۲
دلم زباده دور الست، رنگی یافتهنوز بویی از آن باده، در مشام من است
۳
لبم ز شکر شکر لب تو، یابد، کامچه شکرهاست مرا، کین شکر به کام من است
۴
مرا که نام برآوردهام، به بدنامیهمین بس است، که در نامه تو نام من است
صفحهٔ ۱ از ۳