خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امشب، چراغ مجلس ما، در گرفته استدر تاب رفته و سخن، از سر گرفته است
۲
پروانه چون مجال برون شد ز کوی دوستیابد بدین طریق، که او در گرفته است
۳
ظاهر نمیشود، اثر صبح گوییادود دلم، دریچه خاور، گرفته است
۴
دانی که چیست، مایه آن لعل آتشین؟کامروز، باز، در قدح زر، گرفته است
صفحهٔ ۱ از ۳