خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حلقه زلف تو، سرمایه هر سودایی است غمزه مست تو، سر فتنه هر غوغایی است
۲
راز سر بسته زلفت، مگشا، پیش صبا که صبا هم نفسش هرکس و هر دم جایی است
۳
صورت خط تو در خاطر من میگذردباز سر برزده از خاطر من سودایی است
۴
درد بالای تو چینم، که از آن بالاتر نتوان گفت، که در بزم فلک، بالایی است
صفحهٔ ۱ از ۳