شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز جانم، هدف تیر کمان ابرویی است که کمان غم عشقش، نه به هر بازویی است
۲
دل من، تافته طره مشکین زلفی است جانم آویخته سلسله گیسویی است
۳
همه در طره و گیسو نتوان پیچیدن کانچه من دیده‌ام از ملک جمالش، مویی است
۴
هر زمان حسن تو را، جلوه و رویی دگر است لاجرم در صفتش، هر سخنم را رویی است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth