خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۲۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانشوگر برناورم فردا سر خویش از گریبانش
۲
الا ای شحنه خوبی ز لعل تو بسی گوهربدزدیدست جان من برنجانش برنجانش
۳
گر ایمان آورد جانی به غیر کافر زلفتبزن از آتش شوقت تو اندر کفر و ایمانش
۴
پریشان باد زلف او که تا پنهان شود رویشکه تا تنها مرا باشد پریشانی ز پنهانش
صفحهٔ ۱ از ۳